پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱۵

چو گل که گفت درین باغ شاد و خندان باش

به حال خویش چو تاک بریده گریان باش

درین چمن که زند برق فتنه تیغ به ابر

تمام سر شو و چون غنچه در گریبان باش

نکرد فایده ای از تلاش ساحل، موج

مقیم حلقه ی گرداب همچو طوفان باش

به سیر کوچه و بازار شهر فیضی نیست

چو گردباد، سراسر رو بیابان باش

به دست آور اگر می توان دل موری

فراغت از طلب خاتم سلیمان باش

هزار توبه ی می گر شکسته ای سهل است

اگر شکسته شد از تو دلی پشیمان باش

چو تندباد حوادث شود غبارانگیز

پناه مردم بی دست و پا، چو مژگان باش

ترا چه کار به نیک و بد زمانه سلیم

به حال خویش درین خانه همچو مهمان باش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱۷سرو شد باز با صبا رقاص
  2. شمارهٔ ۷۱۸نیست همچون گل مرا از باده بیهوشی غرض
  3. شمارهٔ ۷۱۹کنم برای جنون یارب از که سامان قرض
  4. شمارهٔ ۷۲۰بهار شد که کند شیخ جلوه‌گاه غلط
  5. شمارهٔ ۷۲۱منم که ساخته ام سور با عزا مربوط
  6. شمارهٔ ۷۲۲ای گل روی تو بهار نشاط
  7. شمارهٔ ۷۲۳به قدر جرم برد هرکسی ز رحمت حظ
  8. شمارهٔ ۷۲۴نه می به جام و نه معشوق در کنار، چه حظ
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.