پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲۱

منم که ساخته ام سور با عزا مربوط

شده ست در کف من نیل با حنا مربوط

دلم ز فیض محبت هوس نمی داند

که نیست غنچه ی این باغ با صبا مربوط

جدا کنند چو گل از تو پوست را به نفاق

به هم شدند چو پیراهن و قبا مربوط

سری به صحبت اهل زمانه نیست مرا

بود چو دایره دایم سرم به پا مربوط

نشاط می کند اظهار آشنایی من

به حیرتم که به من بوده از کجا مربوط

به اعتدال شود سعد و نحس را تأثیر

در آن دیار که با جغد شد هما مربوط

ز دیگران هنر و عیب او چه می پرسی

که هیچ کس به سخن نیست همچو ما مربوط

جهان کند ز عناصر همیشه فخر، سلیم

به یک رباعی و آن نیز سست و نامربوط!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲۳به قدر جرم برد هرکسی ز رحمت حظ
  2. شمارهٔ ۷۲۴نه می به جام و نه معشوق در کنار، چه حظ
  3. شمارهٔ ۷۲۵زده گل دست بر دامان حافظ
  4. شمارهٔ ۷۲۶زهی نهال خزان دیده ای ز باغ تو شمع
  5. شمارهٔ ۷۲۷ای شوق رخت سوخته مغز قلم شمع
  6. شمارهٔ ۷۲۸هرکه را بینی، بود در فکر سامان طمع
  7. شمارهٔ ۷۲۹زهی ز نور جبین تو در حجاب چراغ
  8. شمارهٔ ۷۳۰از سرم کی می رود هرگز برون سودای داغ
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.