پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱۹

کنم برای جنون یارب از که سامان قرض

درین چمن که گل از گل کند گریبان قرض

قبول راهزن عشق نیست مایهٔ ما

کنیم چیز دگر از که در بیابان قرض

چو دل به زلف تو دادیم ترک آن کردیم

چنان که گیرد از اهل کرم پریشان قرض

در معامله را بسته روزگار چنان

که گل به گل ندهد زر درین گلستان قرض

خدا کند که ز دام جهان خلاص شویم

که سفله هرچه دهد، می دهد به مهمان قرض

حذر ز صحبت اهل زمانه، کز خست

به هم دهند چو اطفال مکتبی نان قرض

اگر ز من طلبد زلف یار دل، چه عجب

گهی ضرور شود با وجود سامان قرض

سلیم لذت جود آن کسان که یافته اند

کنند وجه کرم را چو ابر نیسان قرض

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲۱منم که ساخته ام سور با عزا مربوط
  2. شمارهٔ ۷۲۲ای گل روی تو بهار نشاط
  3. شمارهٔ ۷۲۳به قدر جرم برد هرکسی ز رحمت حظ
  4. شمارهٔ ۷۲۴نه می به جام و نه معشوق در کنار، چه حظ
  5. شمارهٔ ۷۲۵زده گل دست بر دامان حافظ
  6. شمارهٔ ۷۲۶زهی نهال خزان دیده ای ز باغ تو شمع
  7. شمارهٔ ۷۲۷ای شوق رخت سوخته مغز قلم شمع
  8. شمارهٔ ۷۲۸هرکه را بینی، بود در فکر سامان طمع
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.