پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱۳

سر تا به پا چو شمع همه اشک و آه باش

در راه عشق پا چو نهی، سر به راه باش

آسودگی ز گلشن فقر و فنا گلی ست

نام گدا به خویش نه و پادشاه باش

بیهوده نیست چهچه بلبل درین چمن

مستانه جلوه چیست، خبردار چاه باش

سرگرمی چراغ بود از کلاه گرم

چون آفتاب، گو سر من بی کلاه باش

کردیم ترک این چمن از دست باغبان

ای عندلیب بشنو و ای گل گواه باش

کمتر مشو ز نقش قدم، خضر اگر نه ای

گر شمع راه کس نشوی، خاک راه باش

چند از قفای نعمت دنیا دوی چو آب

نفس آتش است، طعمه ی او گو گیاه باش

در کاروبار خود مطلب یاری از کسی

هم خویش برق خرمن خود همچو ماه باش

تا چند چون علاقه ی دستار سرکشی؟

ای ماه نو، شکسته چو طرف کلاه باش

در چشم من عزیز، سیاهان چو سرمه اند

ای بخت من، هلاک تو گردم، سیاه باش

پرهیز نیست از می و شاهد ترا سلیم

آخر که گفته است چنین روسیاه باش؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱۵چو گل که گفت درین باغ شاد و خندان باش
  2. شمارهٔ ۷۱۶عقل نگذارد مرا یک دم ز دردسر خلاص
  3. شمارهٔ ۷۱۷سرو شد باز با صبا رقاص
  4. شمارهٔ ۷۱۸نیست همچون گل مرا از باده بیهوشی غرض
  5. شمارهٔ ۷۱۹کنم برای جنون یارب از که سامان قرض
  6. شمارهٔ ۷۲۰بهار شد که کند شیخ جلوه‌گاه غلط
  7. شمارهٔ ۷۲۱منم که ساخته ام سور با عزا مربوط
  8. شمارهٔ ۷۲۲ای گل روی تو بهار نشاط
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.