پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱۲

هرکه سرگرم کند شوق تو چون خورشیدش

بی نیاز از نمد است آینه ی تجریدش

در وجودم ز تمنای گلی افتاده ست

خارخاری که به ناخن نتوان خاریدش

هرکه را نیست درین عهد، گره بر ابرو

می نمایند به هم خلق چو ماه عیدش

زین که یک خنده ندانسته درین گلشن کرد

گوش گل سرخ شد از بس که جهان مالیدش

من و رسوایی ازین پس، که به تن جامه چو گل

آنچنان پاره نکردم که توان پوشیدش

ناقبول است معارض، همه دردم این است

ای خوش آن گربه که طاووس کند تقلیدش

پرده وقت است که از روی سخن برداریم

مصطکی نیست زبان، چند توان خاییدش؟

عمر کردیم درین باغ، عبث صرف سلیم

حاصلی هیچ ندیدیم ز سرو و بیدش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱۴خرم آن گلشن که امید بهاری باشدش
  2. شمارهٔ ۷۱۵چو گل که گفت درین باغ شاد و خندان باش
  3. شمارهٔ ۷۱۶عقل نگذارد مرا یک دم ز دردسر خلاص
  4. شمارهٔ ۷۱۷سرو شد باز با صبا رقاص
  5. شمارهٔ ۷۱۸نیست همچون گل مرا از باده بیهوشی غرض
  6. شمارهٔ ۷۱۹کنم برای جنون یارب از که سامان قرض
  7. شمارهٔ ۷۲۰بهار شد که کند شیخ جلوه‌گاه غلط
  8. شمارهٔ ۷۲۱منم که ساخته ام سور با عزا مربوط
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.