پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰۹

ز مژگان آب چشمم می زند جوش

که دریا را نشاید کرد خس پوش

درین دریا بود از سیلی موج

چو نیلوفر صدف نیلی بناگوش

وطن در گوشه ای گیرم نگین وار

چو خاتم چند باشم خانه بر دوش؟

سر ما تاج شاهی را به معنی

بود همچون چراغ زیر سرپوش

به بزمی لب سلیم از حرف بسته ست

که نتوان شمع او را کرد خاموش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱۱ای دل ز گرد کلفت عالم غمین مباش
  2. شمارهٔ ۷۱۲هرکه سرگرم کند شوق تو چون خورشیدش
  3. شمارهٔ ۷۱۳سر تا به پا چو شمع همه اشک و آه باش
  4. شمارهٔ ۷۱۴خرم آن گلشن که امید بهاری باشدش
  5. شمارهٔ ۷۱۵چو گل که گفت درین باغ شاد و خندان باش
  6. شمارهٔ ۷۱۶عقل نگذارد مرا یک دم ز دردسر خلاص
  7. شمارهٔ ۷۱۷سرو شد باز با صبا رقاص
  8. شمارهٔ ۷۱۸نیست همچون گل مرا از باده بیهوشی غرض
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.