پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱۰

هلاک تاج نه چون شمع صبحگاهی باش

چو آفتاب، سرافراز بی کلاهی باش

سواد کعبه چو بیرون ازین بیابان نیست

دوان چو برق ز دنبال هر سیاهی باش

صلاح کار خود از کف مده، حقیقت چیست

به ملک هند قدم چون نهی، سپاهی باش

همین بریدن آب از گلو، قناعت نیست

گلو بریده درین بحر همچو ماهی باش

به راه شوق مرا ضعف مانع است سلیم

ترا چو قوت رفتار هست، راهی باش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱۲هرکه سرگرم کند شوق تو چون خورشیدش
  2. شمارهٔ ۷۱۳سر تا به پا چو شمع همه اشک و آه باش
  3. شمارهٔ ۷۱۴خرم آن گلشن که امید بهاری باشدش
  4. شمارهٔ ۷۱۵چو گل که گفت درین باغ شاد و خندان باش
  5. شمارهٔ ۷۱۶عقل نگذارد مرا یک دم ز دردسر خلاص
  6. شمارهٔ ۷۱۷سرو شد باز با صبا رقاص
  7. شمارهٔ ۷۱۸نیست همچون گل مرا از باده بیهوشی غرض
  8. شمارهٔ ۷۱۹کنم برای جنون یارب از که سامان قرض
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.