پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸۲

بهار در قدح گل می غریب مریز

درین پیاله بجز خون عندلیب مریز

من آن نیم که چو عنقا شوم شکار کسی

به راهم ای فلک این دانه ی فریب مریز

به درد و صاف جهان همچو لاله راضی شو

ز جام خویش ترا آنچه شد نصیب مریز

مکن شتاب که هر کار وعده ای دارد

به بیضه طرح قفس همچو عندلیب مریز

به من جفای تو از روی حکمت است ای دوست

ترا که گفت که خون من ای طبیب مریز

بریز خون من ای ساقی، آن حلال تو باد

ولی شراب به پیمانه ی رقیب مریز

سلیم، تیغ زبان از غلاف بیرون آر

ولیک خون کس از مهر چون خطیب مریز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸۴صبحدم چون صاحبان غیب بر اهل نیاز
  2. شمارهٔ ۶۸۵چو موج، موسم گل سبحه را در آب انداز
  3. شمارهٔ ۶۸۶چون گلم از جامه بر تن مانده دامانی و بس
  4. شمارهٔ ۶۸۷ای خوش آن سروری که از ناموس
  5. شمارهٔ ۶۸۸مگذر ز می، ز باطن اهل صفا بترس
  6. شمارهٔ ۶۸۹از دلِ آشفتگان شرح پریشانی بپرس
  7. شمارهٔ ۶۹۰راه شوقی نسپردم افسوس
  8. شمارهٔ ۶۹۱همچو عنقاست مرا گوشه ای از دنیا بس
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.