پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸۶

چون گلم از جامه بر تن مانده دامانی و بس

همچو تصویرم ز پیراهن گریبانی و بس

توشه ای در راه شوق او مرا همراه نیست

در بغل از داغ دل دارم نمکدانی و بس

از سر عالم گذشتم همچو خورشید ای فلک

چون مه نو از تو می خواهم لب نانی و بس

مستی ام نگذاشت تا علم دگر حاصل کنم

همچو بلبل خوانده ام درس گلستانی و بس

بس که از سرگشتگی ها رفته ام در خود فرو

مانده چون گرداب از اعضایم گریبانی و بس

از خیال روزگار رفته روز و شب سلیم

در نظر دارم همین خواب پریشانی و بس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸۸مگذر ز می، ز باطن اهل صفا بترس
  2. شمارهٔ ۶۸۹از دلِ آشفتگان شرح پریشانی بپرس
  3. شمارهٔ ۶۹۰راه شوقی نسپردم افسوس
  4. شمارهٔ ۶۹۱همچو عنقاست مرا گوشه ای از دنیا بس
  5. شمارهٔ ۶۹۲ای به غیر از من ناکام، به کام همه کس
  6. شمارهٔ ۶۹۳زاهد از رشک این قدر گرم عتاب ما مباش
  7. شمارهٔ ۶۹۴قدم برون نگذارم ز آستانهٔ خویش
  8. شمارهٔ ۶۹۵هر کجا گرم است بازار ادب، محجوب باش
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.