پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹۴

قدم برون نگذارم ز آستانهٔ خویش

چو آینه همه عمرم چراغ خانهٔ خویش

به کار خویش کنم ناله، گو کسی مشنو

کمان کشیده‌ام، اما خودم نشانهٔ خویش

چو مرغ باش در آیین عافیت‌طلبی

که وقت شام چو شد، می‌رود به خانهٔ خویش

چگونه سر زند از دل نوای آزادی

مرا که حلقهٔ دام است آشیانهٔ خویش

به دست خویش کن اصلاح خود، که مغروران

به موی خود نگذارند غیر شانهٔ خویش

چه فرق از وطن و غربت، این چنین که منم

چو عکس آینه، دایم غریب خانهٔ خویش

به زیر چرخ، ترقی سلیم ممکن نیست

در آسیا نتوان سبز کرد دانهٔ خویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹۶باده، ای عیسی لقا از دست نامحرم مکش
  2. شمارهٔ ۶۹۷در وادی محبت، چون خضر راهبر باش
  3. شمارهٔ ۶۹۸عاشقی، دیگر به فکر منزل و مسکن مباش
  4. شمارهٔ ۶۹۹کار عاشق واژگون باشد ز سیر اخترش
  5. شمارهٔ ۷۰۰چمنی را که بود خرمی از رخسارش
  6. شمارهٔ ۷۰۱چو گل کسی که هوای تو برده آرامش
  7. شمارهٔ ۷۰۲خوش آنکه باده ی ناب است مایه ی هوشش
  8. شمارهٔ ۷۰۳هرکه را ساز بود زمزمه ی زنجیرش
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.