پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰۲

خوش آنکه باده ی ناب است مایه ی هوشش

سبوی باده به جای سر است بر دوشش

ز گل مپرس که بلبل چه گفتگو دارد

چه ذوق از سخن آن را که نشنود گوشش

چو آب هرچه ببیند کسی درین گلشن

برون چو رفت، همه می شود فراموشش

اسیر عشق ترا دایم از فناطلبی

شود کفن چو علم پاره بر سر دوشش

ز خنده آب حیات لبش به موج آمد

حدیث تشنه لبان باد زد چو بر گوشش

جهان به هرکه زبانی چو شمع داد سلیم

در انجمن نتوانند دید خاموشش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰۴خبر بگیر ز احوال خضر در کویش
  2. شمارهٔ ۷۰۵از روی دل ز عاجزی خود خجل مباش
  3. شمارهٔ ۷۰۶درون کاسه ی سر دارم از جنون آتش
  4. شمارهٔ ۷۰۷زخم دل کم نیست، سامان گر نباشد گو مباش
  5. شمارهٔ ۷۰۸شراب همچو گل و لاله خور ز ساغر خویش
  6. شمارهٔ ۷۰۹ز مژگان آب چشمم می زند جوش
  7. شمارهٔ ۷۱۰هلاک تاج نه چون شمع صبحگاهی باش
  8. شمارهٔ ۷۱۱ای دل ز گرد کلفت عالم غمین مباش
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.