پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰۵

از روی دل ز عاجزی خود خجل مباش

پامال خصم خویش چو خون بحل مباش

همچون غبار، گاه برانگیز خویش را

افتاده زیر پا چو زمین متصل مباش

دامان روزگار فراخ است، می بنوش

شاید گشایشی رسدت، تنگدل مباش

هرگز مباش در پی لغزیدن کسی

تا خاک راه خلق توان بود، گل مباش

رحمی به مور خسته کن ای پادشاه حسن

جم باش و همچو خاتم جم سنگدل مباش

از شکوه ای که کردی ازان بی وفا سلیم

او منفعل نگشت، تو هم منفعل مباش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰۷زخم دل کم نیست، سامان گر نباشد گو مباش
  2. شمارهٔ ۷۰۸شراب همچو گل و لاله خور ز ساغر خویش
  3. شمارهٔ ۷۰۹ز مژگان آب چشمم می زند جوش
  4. شمارهٔ ۷۱۰هلاک تاج نه چون شمع صبحگاهی باش
  5. شمارهٔ ۷۱۱ای دل ز گرد کلفت عالم غمین مباش
  6. شمارهٔ ۷۱۲هرکه سرگرم کند شوق تو چون خورشیدش
  7. شمارهٔ ۷۱۳سر تا به پا چو شمع همه اشک و آه باش
  8. شمارهٔ ۷۱۴خرم آن گلشن که امید بهاری باشدش
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.