پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰۴

خبر بگیر ز احوال خضر در کویش

که آب تیغ رسیده ست تا به زانویش

حدیث معجز عیسی که راز پنهان است

مباد گل کند از غنچه ی سخنگویش

به نوبهار رخ او اگرنه بیمار است

در آفتاب چرا خفته است آهویش

به دفع خصم، همین همت است اسبابم

بود فلاخن مرد برهنه، بازویش

سلیم شیشه ی ما را درین جهان خراب

کسی ندید که سنگی نزد به پهلویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰۶درون کاسه ی سر دارم از جنون آتش
  2. شمارهٔ ۷۰۷زخم دل کم نیست، سامان گر نباشد گو مباش
  3. شمارهٔ ۷۰۸شراب همچو گل و لاله خور ز ساغر خویش
  4. شمارهٔ ۷۰۹ز مژگان آب چشمم می زند جوش
  5. شمارهٔ ۷۱۰هلاک تاج نه چون شمع صبحگاهی باش
  6. شمارهٔ ۷۱۱ای دل ز گرد کلفت عالم غمین مباش
  7. شمارهٔ ۷۱۲هرکه سرگرم کند شوق تو چون خورشیدش
  8. شمارهٔ ۷۱۳سر تا به پا چو شمع همه اشک و آه باش
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.