پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰۳

هرکه را ساز بود زمزمه ی زنجیرش

می کند ناله ی مرغان چمن دلگیرش

خضر آید به ره قاتل ما تا بیند

صورت حال خود از آینه ی شمشیرش

گذری بر دل سودازده ی ما نکند

در کمانخانه مگر چله نشین شد تیرش

روزگاری ست که بر هرکه نظر اندازی

همچو گوهر تهی از آب نباشد شیرش

به دعای سحری رام دلم گشت سلیم

آفتابی که نکرده ست کسی تسخیرش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰۵از روی دل ز عاجزی خود خجل مباش
  2. شمارهٔ ۷۰۶درون کاسه ی سر دارم از جنون آتش
  3. شمارهٔ ۷۰۷زخم دل کم نیست، سامان گر نباشد گو مباش
  4. شمارهٔ ۷۰۸شراب همچو گل و لاله خور ز ساغر خویش
  5. شمارهٔ ۷۰۹ز مژگان آب چشمم می زند جوش
  6. شمارهٔ ۷۱۰هلاک تاج نه چون شمع صبحگاهی باش
  7. شمارهٔ ۷۱۱ای دل ز گرد کلفت عالم غمین مباش
  8. شمارهٔ ۷۱۲هرکه سرگرم کند شوق تو چون خورشیدش
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.