پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰۱

چو گل کسی که هوای تو برده آرامش

ز موج بیخودی باده بشکند جامش

کند ز زلف تو صیاد، خاک از آن بر سر

که غیر خاک چو غربال نیست در دامش

جواب نامه ی ما را، ز بس تغافل کرد

هزار بیضه کبوتر نهاد در بامش

کدام دل که نشد صید این سیه چشمان

فغان ز هند و غزالان شیراندامش

به سرمهٔ امل آن کس که چشم ساخت سیاه

سفید کرد جهان همچو مغز بادامش

فریب انجمن عشق را سلیم مپرس

کباب کیست که آتش نمی کند خامش؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰۳هرکه را ساز بود زمزمه ی زنجیرش
  2. شمارهٔ ۷۰۴خبر بگیر ز احوال خضر در کویش
  3. شمارهٔ ۷۰۵از روی دل ز عاجزی خود خجل مباش
  4. شمارهٔ ۷۰۶درون کاسه ی سر دارم از جنون آتش
  5. شمارهٔ ۷۰۷زخم دل کم نیست، سامان گر نباشد گو مباش
  6. شمارهٔ ۷۰۸شراب همچو گل و لاله خور ز ساغر خویش
  7. شمارهٔ ۷۰۹ز مژگان آب چشمم می زند جوش
  8. شمارهٔ ۷۱۰هلاک تاج نه چون شمع صبحگاهی باش
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.