پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰۰

چمنی را که بود خرمی از رخسارش

چون گل چشم ز دل آب خورد هر خارش

رشک شرط ره عشق است، به وقت شبگیر

گر بود پای تو در خواب، مکن بیدارش!

چمن دوستی آن گونه نزاکت خیز است

کز غبار دل حباب بود دیوارش

زینت آن است که با خویش توان برد به خاک

دم آخر کفن صبح شود دستارش

شاد گردم چو دل از دوست کند شکوه سلیم

چون طبیبی که درآید به سخن بیمارش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰۲خوش آنکه باده ی ناب است مایه ی هوشش
  2. شمارهٔ ۷۰۳هرکه را ساز بود زمزمه ی زنجیرش
  3. شمارهٔ ۷۰۴خبر بگیر ز احوال خضر در کویش
  4. شمارهٔ ۷۰۵از روی دل ز عاجزی خود خجل مباش
  5. شمارهٔ ۷۰۶درون کاسه ی سر دارم از جنون آتش
  6. شمارهٔ ۷۰۷زخم دل کم نیست، سامان گر نباشد گو مباش
  7. شمارهٔ ۷۰۸شراب همچو گل و لاله خور ز ساغر خویش
  8. شمارهٔ ۷۰۹ز مژگان آب چشمم می زند جوش
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.