پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹۹

کار عاشق واژگون باشد ز سیر اخترش

گر در آتش پا گذارد، بگذرد آب از سرش

شد دماغم از می گلگون، دکان گلفروش

باغبان کو تا زنم گل های او را بر سرش

شکوه کم کن از تهیدستی که جم رفت و هنوز

در گرو مانده ست پیش می فروش انگشترش

سرگذشت کیقباد و این جهان دانی که چیست

کودکی کز خانه بیرون کرد او را مادرش

سرو و گل سودی ندارد رند شاهدباز را

تاک را هم دوست می دارم به ذوق دخترش!

حمله گر آرد به جلاد اجل مژگان او

همچو ماهی می جهد از دست بیرون خنجرش

من به این افلاس و هر مصرع که می گویم سلیم

می نویسد بر ورق ایام با آب زرش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰۱چو گل کسی که هوای تو برده آرامش
  2. شمارهٔ ۷۰۲خوش آنکه باده ی ناب است مایه ی هوشش
  3. شمارهٔ ۷۰۳هرکه را ساز بود زمزمه ی زنجیرش
  4. شمارهٔ ۷۰۴خبر بگیر ز احوال خضر در کویش
  5. شمارهٔ ۷۰۵از روی دل ز عاجزی خود خجل مباش
  6. شمارهٔ ۷۰۶درون کاسه ی سر دارم از جنون آتش
  7. شمارهٔ ۷۰۷زخم دل کم نیست، سامان گر نباشد گو مباش
  8. شمارهٔ ۷۰۸شراب همچو گل و لاله خور ز ساغر خویش
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.