پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹۸

عاشقی، دیگر به فکر منزل و مسکن مباش

آشیان خود بسوزان، یا درین گلشن مباش

تا توانی مشق فریادی بکن ای عندلیب

من ز کار افتاده ام، باری تو همچون من مباش

آن قدر کز دستت آید، پیرهن را چاک کن

پای بند بخیه همچون رشته ی سوزن مباش

دستگیر ناتوان باش دایم چون سبو

تا توانی همچو جام باده مردافکن مباش

ای زلیخا، چند کوری می دهی یعقوب را؟

مانع یوسف شدی، از بوی پیراهن مباش

در میان خلق نتوان ساختن کاری سلیم

سبز اگر خواهی شوی ای دانه در خرمن مباش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰۰چمنی را که بود خرمی از رخسارش
  2. شمارهٔ ۷۰۱چو گل کسی که هوای تو برده آرامش
  3. شمارهٔ ۷۰۲خوش آنکه باده ی ناب است مایه ی هوشش
  4. شمارهٔ ۷۰۳هرکه را ساز بود زمزمه ی زنجیرش
  5. شمارهٔ ۷۰۴خبر بگیر ز احوال خضر در کویش
  6. شمارهٔ ۷۰۵از روی دل ز عاجزی خود خجل مباش
  7. شمارهٔ ۷۰۶درون کاسه ی سر دارم از جنون آتش
  8. شمارهٔ ۷۰۷زخم دل کم نیست، سامان گر نباشد گو مباش
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.