پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹۷

در وادی محبت، چون خضر راهبر باش

با رهروان دریا، چون موج همسفر باش

انگشت دایه در کام زهر غمم کشیده ست

در دست من هر انگشت، گو شاخ نیشکر باش

آشوب موج و طوفان سامان اهل دریاست

همچون سفینه ی عشق، مجموعه ی خطر باش

چندان که بال باز است، پرواز در خیال است

ای دل به کنج عزلت، عنقای بسته پر باش

هرکس به کینه ی ما خیزد، کمر نبندد

چون کوه خصم ما را هر عضو گو کمر باش

چون آسمان عدویی داری سلیم بر سر

غافل نمی توان بود، از خویش باخبر باش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹۹کار عاشق واژگون باشد ز سیر اخترش
  2. شمارهٔ ۷۰۰چمنی را که بود خرمی از رخسارش
  3. شمارهٔ ۷۰۱چو گل کسی که هوای تو برده آرامش
  4. شمارهٔ ۷۰۲خوش آنکه باده ی ناب است مایه ی هوشش
  5. شمارهٔ ۷۰۳هرکه را ساز بود زمزمه ی زنجیرش
  6. شمارهٔ ۷۰۴خبر بگیر ز احوال خضر در کویش
  7. شمارهٔ ۷۰۵از روی دل ز عاجزی خود خجل مباش
  8. شمارهٔ ۷۰۶درون کاسه ی سر دارم از جنون آتش
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.