پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹۳

زاهد از رشک این قدر گرم عتاب ما مباش

گر توان فکر شرابی کن، کباب ما مباش

مطلبی در گفتگوی مردم دیوانه نیست

همچو مخمل در پی تعبیر خواب ما مباش

نسبت ما می برد از چهره رنگ اعتبار

گر حسابی داری از خود، در حساب ما مباش

خاکساری پیش مغروران ندارد اعتبار

ذره باش، اما اسیر آفتاب ما مباش

قطره ی ما کار صد دریای رحمت می کند

ای گیاه تشنه، نومید از سحاب ما مباش

در عنان او نظر کردم به سوی ماه نو

گفت ای دیوانه دیگر در رکاب ما مباش

از جنون باشد اگر ما گفتگویی می کنیم

نیستی دیوانه، در بند جواب ما مباش

جای خنجر عشقبازان ترا در سینه نیست

ما نهنگانیم، گو ماهی در آب ما مباش

ما چو بیهوشیم از کیفیت آن لب سلیم

خنده گو بیهوشداروی شراب ما مباش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹۵هر کجا گرم است بازار ادب، محجوب باش
  2. شمارهٔ ۶۹۶باده، ای عیسی لقا از دست نامحرم مکش
  3. شمارهٔ ۶۹۷در وادی محبت، چون خضر راهبر باش
  4. شمارهٔ ۶۹۸عاشقی، دیگر به فکر منزل و مسکن مباش
  5. شمارهٔ ۶۹۹کار عاشق واژگون باشد ز سیر اخترش
  6. شمارهٔ ۷۰۰چمنی را که بود خرمی از رخسارش
  7. شمارهٔ ۷۰۱چو گل کسی که هوای تو برده آرامش
  8. شمارهٔ ۷۰۲خوش آنکه باده ی ناب است مایه ی هوشش
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.