پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷۲

دارد از داغ دل من خاطر مرهم غبار

می نشیند در دل تنگم به روی هم غبار

نیست بر خاطر مرا گرد ملال از هیچ کس

همچو اخگر خود به خود گیرد دلم هر دم غبار

گرد کلفت بس که می ریزد ز دامان فلک

در چمن آیینه ی گل گیرد از شبنم غبار

من نمی دانم که از آه دل محزون کیست

این قدر دانم که پیچیده ست در عالم غبار

گریه گرد کلفت از دل کی برد ما را سلیم

در دیار ما نمی‌گردد ز باران کم غبار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷۴نیستی عیش و طرب، بیگانگی کم یاد گیر
  2. شمارهٔ ۶۷۵ای که همچون آب خواهد خورد خاکت غم مخور
  3. شمارهٔ ۶۷۶از دل برون نکرده خیال جفا هنوز
  4. شمارهٔ ۶۷۷از فیض ابر شد به چمن هر نهال سبز
  5. شمارهٔ ۶۷۸ز شوق وصل چو پروانه در سراغ مسوز
  6. شمارهٔ ۶۷۹دهد مرغ دلم را عزم پرواز
  7. شمارهٔ ۶۸۰مردم و زخم از دم شمشیر می‌آید هنوز
  8. شمارهٔ ۶۸۱چنین کز من بود نخل سخن سبز
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.