پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸۰

مردم و زخم از دم شمشیر می‌آید هنوز

استخوانم خاک گشت و تیر می‌آید هنوز

از جنونم سال‌ها رفت و دل دیوانه را

بی‌خودی از نالهٔ زنجیر می‌آید هنوز

باده نوشیدم، غمی از خاطرم بیرون نبرد

بوی ویرانی ازین تعمیر می‌آید هنوز

صد چو من فرهاد دارد هر طرف شیرین من

از دهانش گرچه بوی شیر می‌آید هنوز

سرگران کی می‌تواند از سر خاکم گذشت

کاری از این دست دامنگیر می‌آید هنوز

صد گلستان گل به دامن می‌برد هرکس سلیم

بلبل ما از چمن دلگیر می‌آید هنوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸۲بهار در قدح گل می غریب مریز
  2. شمارهٔ ۶۸۳همچو گل پرده ی دل در خس و خاشاک انداز
  3. شمارهٔ ۶۸۴صبحدم چون صاحبان غیب بر اهل نیاز
  4. شمارهٔ ۶۸۵چو موج، موسم گل سبحه را در آب انداز
  5. شمارهٔ ۶۸۶چون گلم از جامه بر تن مانده دامانی و بس
  6. شمارهٔ ۶۸۷ای خوش آن سروری که از ناموس
  7. شمارهٔ ۶۸۸مگذر ز می، ز باطن اهل صفا بترس
  8. شمارهٔ ۶۸۹از دلِ آشفتگان شرح پریشانی بپرس
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.