پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶۴

زخم ناسورم من و از لطف مرهم شرمسار

چون گل پژمرده ام از روی شبنم شرمسار

بهره ای جز اشک و آه از من نصیب کس نشد

حاصلم دارد مرا چون نخل ماتم شرمسار

خلق را کوتاهی از خویش است و ما را از فلک

عالمی شرمنده اند از ما و ما هم شرمسار

کاسه ی سر را قدح کن، می ز جام خود بنوش

تا به کی باشد کی از ساغر جم شرمسار

تا سلیم از بی وفایی های او دم می زنم

می‌کند آن تیغ خونریزم به یک دم شرمسار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶۶آمد بهار و باغ شکفت از سرور ابر
  2. شمارهٔ ۶۶۷زاهد بنای سست ورع را خراب گیر
  3. شمارهٔ ۶۶۸ای خطت سرمایه ی عنبرفروشان بهار
  4. شمارهٔ ۶۶۹مست گر نیستی از شیوهٔ مستان مگذر
  5. شمارهٔ ۶۷۰ای دل ز آیینه تعلیم تن آسانی بگیر
  6. شمارهٔ ۶۷۱صبا دعای مرا سوی می گساران بر
  7. شمارهٔ ۶۷۲دارد از داغ دل من خاطر مرهم غبار
  8. شمارهٔ ۶۷۳گلرخان بینند هرگه بر اسیر یکدگر
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.