پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶۶

آمد بهار و باغ شکفت از سرور ابر

جیب هواست نافه ی مشک از بخور ابر

از بس که آب و تاب ز فیض هوا گرفت

گوهر توان شمرد به درج بلور ابر

بی صرفه هرکه حرف زند، خصم دولت است

از سایه ی همای مگو در حضور ابر

چون پشت لاله گرم نباشد، که می شود

نارنج آفتاب نهان در سمور ابر

دامان من چو هست، به دریا چرا رود

نزدیک کرده چشم ترم راه دور ابر

گو خصم با سلیم مکن دعوی سخن

شبنم ز خود چه لاف زند در حضور ابر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶۸ای خطت سرمایه ی عنبرفروشان بهار
  2. شمارهٔ ۶۶۹مست گر نیستی از شیوهٔ مستان مگذر
  3. شمارهٔ ۶۷۰ای دل ز آیینه تعلیم تن آسانی بگیر
  4. شمارهٔ ۶۷۱صبا دعای مرا سوی می گساران بر
  5. شمارهٔ ۶۷۲دارد از داغ دل من خاطر مرهم غبار
  6. شمارهٔ ۶۷۳گلرخان بینند هرگه بر اسیر یکدگر
  7. شمارهٔ ۶۷۴نیستی عیش و طرب، بیگانگی کم یاد گیر
  8. شمارهٔ ۶۷۵ای که همچون آب خواهد خورد خاکت غم مخور
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.