پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷۰

ای دل ز آیینه تعلیم تن آسانی بگیر

خرقه را دور افکن و دامان عریانی بگیر

زلف خوبان می پذیرد گر غباری می رسد

هرچه دوران می دهد وقت پریشانی بگیر

اهل عالم را سوادی نیست در علم معاش

ابتدای این ز افلاطون یونانی بگیر

کی تأسف سود دارد کار چون از دست رفت

رخصتی در قتلم اول از پشیمانی بگیر

باغبان امروز در شهر است و گلشن خلوت است

داد عیش ای بلبل از گل های بستانی بگیر

اختیار اختر طالع گناه من نبود

آسمانم گفت این الماس پیکانی بگیر

این همه گمراهی از طول امل داری سلیم

خویش را از دست این غول بیابانی بگیر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷۲دارد از داغ دل من خاطر مرهم غبار
  2. شمارهٔ ۶۷۳گلرخان بینند هرگه بر اسیر یکدگر
  3. شمارهٔ ۶۷۴نیستی عیش و طرب، بیگانگی کم یاد گیر
  4. شمارهٔ ۶۷۵ای که همچون آب خواهد خورد خاکت غم مخور
  5. شمارهٔ ۶۷۶از دل برون نکرده خیال جفا هنوز
  6. شمارهٔ ۶۷۷از فیض ابر شد به چمن هر نهال سبز
  7. شمارهٔ ۶۷۸ز شوق وصل چو پروانه در سراغ مسوز
  8. شمارهٔ ۶۷۹دهد مرغ دلم را عزم پرواز
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.