پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی

سلیم تهرانی

غزلیات

۹۴۸ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۰۱ پرتوی هردم به دل فیض الهی افکند
  2. شمارهٔ ۶۰۲ دلم امشب ز جنون چون خم می جوشان بود
  3. شمارهٔ ۶۰۳ سری دارم چو مغزش در میان درد
  4. شمارهٔ ۶۰۴ می‌کشان روی تمنا کی به زمزم می‌نهند
  5. شمارهٔ ۶۰۵ از چشم من خیال تو بیرون نمی‌رود
  6. شمارهٔ ۶۰۶ می بده ساقی که حسن باغ و بستان می‌رود
  7. شمارهٔ ۶۰۷ چو گل به آب روان شد، چو می به تاب آمد
  8. شمارهٔ ۶۰۸ آیینه را چو نوبت دیدار می‌رسد
  9. شمارهٔ ۶۰۹ ای خوش آن روز که آن سیب ذقن سبز شود
  10. شمارهٔ ۶۱۰ آهم چو جوش زد، دل ناشاد بشکند
  11. شمارهٔ ۶۱۱ تیغ بردار که چون حوصله بی تاب شود
  12. شمارهٔ ۶۱۲ نه همین تنها مرا چون شمع، آتش قوت کرد
  13. شمارهٔ ۶۱۳ دل من ناله ز شوق تو پر آشوب کند
  14. شمارهٔ ۶۱۴ پیاله چون به من از دست او حواله شود
  15. شمارهٔ ۶۱۵ ز فیض شمع رخت ذره آفتاب شود
  16. شمارهٔ ۶۱۶ دل در طلب چه گوش به صوت درا کند
  17. شمارهٔ ۶۱۷ هر طرف جلوه کند، روی به ما بنماید
  18. شمارهٔ ۶۱۸ هم‌نشین از گریهٔ من کاشکی دامان کشد
  19. شمارهٔ ۶۱۹ در عشق، دل چه ناله ی مستانه می کشد
  20. شمارهٔ ۶۲۰ از بس که مرا بخت زبون شور برآمد
  21. شمارهٔ ۶۲۱ هر سنگ ریزه، طور تجلی نمی شود
  22. شمارهٔ ۶۲۲ به یاد زلفت از هر سینه بوی مشک می‌آید
  23. شمارهٔ ۶۲۳ خوش آن نسیم کزان زلف مشکسود آید
  24. شمارهٔ ۶۲۴ قدم هرکس به راه او نهد منزل نمی‌خواهد
  25. شمارهٔ ۶۲۵ سایه ی بخت، مرا افسر شاهی باشد
  26. شمارهٔ ۶۲۶ بی توام ذوق کی از بستر راحت باشد
  27. شمارهٔ ۶۲۷ غبار غم ز ابر نوبهاری در جهان گم شد
  28. شمارهٔ ۶۲۸ سحر که ناله مرا گرم چون جرس گیرد
  29. شمارهٔ ۶۲۹ قلم دگر به زبان حرف آشنا دارد
  30. شمارهٔ ۶۳۰ دل پی لاله‌رخان همچو صبا می‌گردد
  31. شمارهٔ ۶۳۱ چندروزه زندگی بر ما گرانی می‌کند
  32. شمارهٔ ۶۳۲ دلم از رهگذر فقر، حکایت نکند
  33. شمارهٔ ۶۳۳ معشوق ما به جلوه چو آهنگ می‌کند
  34. شمارهٔ ۶۳۴ لطف ساقی، خار از پهلوی آتش می کشد
  35. شمارهٔ ۶۳۵ مستان تواند خسته ای چند
  36. شمارهٔ ۶۳۶ شراب صحبت اهل جهان صداع آرد
  37. شمارهٔ ۶۳۷ به بی‌پروایی ما غافلان، تقدیر می‌خندد
  38. شمارهٔ ۶۳۸ به عشق، کار جز از دست من نمی آید
  39. شمارهٔ ۶۳۹ چه شد نگاه تو گر شرم ما نگه دارد
  40. شمارهٔ ۶۴۰ از غم هرکسی این سوخته تن می لرزد
  41. شمارهٔ ۶۴۱ سوی وطن ز ناله ام آشوب می برد
  42. شمارهٔ ۶۴۲ چو در غمخانهٔ ما آید آن دلبر نمی‌ماند
  43. شمارهٔ ۶۴۳ کینهٔ ما را از او صبر و تحمل می‌کشد
  44. شمارهٔ ۶۴۴ دو روز عمر که خواه و نخواه می گذرد
  45. شمارهٔ ۶۴۵ بهار رفت و دل از ابر کامیاب نشد
  46. شمارهٔ ۶۴۶ دل در سواد زلف تو بیهوش می شود
  47. شمارهٔ ۶۴۷ مشاطه را جمال تو دیوانه می کند
  48. شمارهٔ ۶۴۸ در قید محبت دل ناشاد نباشد
  49. شمارهٔ ۶۴۹ در بیابان هرکه یاد آن خم کاکل کند
  50. شمارهٔ ۶۵۰ بی‌سبب مردم به قید نام و ننگ افتاده‌اند
  51. شمارهٔ ۶۵۱ در آزار دلم طفلی که از گردون سبق دارد
  52. شمارهٔ ۶۵۲ سر کن سخنی تا دل بدحال گشاید
  53. شمارهٔ ۶۵۳ خرم آنان که به دل راه تمنا بستند
  54. شمارهٔ ۶۵۴ آنچه در پرده ی گل بود نهان، روی تو بود
  55. شمارهٔ ۶۵۵ دلم آن پر عتاب می طلبد
  56. شمارهٔ ۶۵۶ ماند ای شیخ، که مانی به ابابیل سفید
  57. شمارهٔ ۶۵۷ شد موی خضر در طلبت جابه جا سفید
  58. شمارهٔ ۶۵۸ در کوی تو دیوانه مرا نام نهادند
  59. شمارهٔ ۶۵۹ ای نغمه سرای چمنت بلبل کاغذ
  60. شمارهٔ ۶۶۰ به خون خود کنم آلوده، ای صبا کاغذ

متن اشعار به نقل از گنجور.