پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲۴

قدم هرکس به راه او نهد منزل نمی‌خواهد

به این بحر آنکه گردد آشنا، ساحل نمی‌خواهد

ازان چون مرغ بسمل می‌تپم در خاک و خون دایم

که بعد از مرگ هم آسوده‌ام قاتل نمی‌خواهد

قبول خاطر ای همدم به دست کس نمی‌باشد

ترا بسیار من می‌خواهم، اما دل نمی‌خواهد

بنازم اهل همت را که احسان کریم ما

دو عالم را به منت می‌دهد، سایل نمی‌خواهد

حرم از پیش راه عاشقان گو یک طرف بنشین

که چون ریگ روان این کاروان منزل نمی‌خواهد

به تنهایی مرا هم‌صحبتان ای کاش بگذارند

چراغ لاله را صحراست خوش، محفل نمی‌خواهد

جهان سامان خود را عیب‌پوش ناقصان دارد

که پای خویش را طاووس جز در گِل نمی‌خواهد

سلیم از ناله خود را هر نفس آرم به یاد او

ز خود مرغ قفس صیاد را غافل نمی‌خواهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲۶بی توام ذوق کی از بستر راحت باشد
  2. شمارهٔ ۶۲۷غبار غم ز ابر نوبهاری در جهان گم شد
  3. شمارهٔ ۶۲۸سحر که ناله مرا گرم چون جرس گیرد
  4. شمارهٔ ۶۲۹قلم دگر به زبان حرف آشنا دارد
  5. شمارهٔ ۶۳۰دل پی لاله‌رخان همچو صبا می‌گردد
  6. شمارهٔ ۶۳۱چندروزه زندگی بر ما گرانی می‌کند
  7. شمارهٔ ۶۳۲دلم از رهگذر فقر، حکایت نکند
  8. شمارهٔ ۶۳۳معشوق ما به جلوه چو آهنگ می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.