پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲۸

سحر که ناله مرا گرم چون جرس گیرد

ز دود آه دلم صبح را نفس گیرد

ز قید باده پرستی دم نیم آزاد

چو محتسب بگذارد مرا، عسس گیرد

ز دام زلف تو بیکار شد چنان صیاد

که همچو طفل به صد حیله یک مگس گیرد

کند خیانت یک نفس، کشوری ویران

یکی ست دزد و عسس صدهزار کس گیرد

به غیر جانی ازو نیست شرمساری ما

زمانه هرچه به ما داده است، پس گیرد

روم سلیم چو سوی چمن، به هر قدمی

هزار جای سرراه من قفس گیرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳۰دل پی لاله‌رخان همچو صبا می‌گردد
  2. شمارهٔ ۶۳۱چندروزه زندگی بر ما گرانی می‌کند
  3. شمارهٔ ۶۳۲دلم از رهگذر فقر، حکایت نکند
  4. شمارهٔ ۶۳۳معشوق ما به جلوه چو آهنگ می‌کند
  5. شمارهٔ ۶۳۴لطف ساقی، خار از پهلوی آتش می کشد
  6. شمارهٔ ۶۳۵مستان تواند خسته ای چند
  7. شمارهٔ ۶۳۶شراب صحبت اهل جهان صداع آرد
  8. شمارهٔ ۶۳۷به بی‌پروایی ما غافلان، تقدیر می‌خندد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.