پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳۷

به بی‌پروایی ما غافلان، تقدیر می‌خندد

چو شیری کز کمین بر شوخی نخجیر می‌خندد

جوانان ناتوانی‌های پیران را چه می‌دانند

کمان دارد ز سستی پیچ و تاب و تیر می‌خندد

تبسم چون کند آغاز، جان بخشد جهانی را

ز تمکین گرچه همچون صبح محشر دیر می‌خندد

زمانه کین مظلومان ز ظالم می‌کشد آخر

به پیش اهل معنی، زخم بر شمشیر می‌خندد

سلیما آنچنان بر فرش راحت تکیه‌ای دارد

که بر دیبای بستر، غنچهٔ تصویر می‌خندد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳۹چه شد نگاه تو گر شرم ما نگه دارد
  2. شمارهٔ ۶۴۰از غم هرکسی این سوخته تن می لرزد
  3. شمارهٔ ۶۴۱سوی وطن ز ناله ام آشوب می برد
  4. شمارهٔ ۶۴۲چو در غمخانهٔ ما آید آن دلبر نمی‌ماند
  5. شمارهٔ ۶۴۳کینهٔ ما را از او صبر و تحمل می‌کشد
  6. شمارهٔ ۶۴۴دو روز عمر که خواه و نخواه می گذرد
  7. شمارهٔ ۶۴۵بهار رفت و دل از ابر کامیاب نشد
  8. شمارهٔ ۶۴۶دل در سواد زلف تو بیهوش می شود
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.