پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴۲

چو در غمخانهٔ ما آید آن دلبر نمی‌ماند

اگر ماند شبی ماند، شب دیگر نمی‌ماند

هوای گلخن از گلشن موافق‌تر بود ما را

که آتش زنده جز در زیر خاکستر نمی‌ماند

جهان کی می‌گذارد رونقی در کار ما باشد

صدف چون بسته گردد، آب در گوهر نمی‌ماند

چو گل هر عضوم از شوق تو پرواز دگر دارد

پر و بالی که من دارم، به بال و پر نمی‌ماند

ز تاج قیصر و خاقان خبر تا چند می‌پرسی

سلیم آنجا که سر بر باد رفت افسر نمی‌ماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴۴دو روز عمر که خواه و نخواه می گذرد
  2. شمارهٔ ۶۴۵بهار رفت و دل از ابر کامیاب نشد
  3. شمارهٔ ۶۴۶دل در سواد زلف تو بیهوش می شود
  4. شمارهٔ ۶۴۷مشاطه را جمال تو دیوانه می کند
  5. شمارهٔ ۶۴۸در قید محبت دل ناشاد نباشد
  6. شمارهٔ ۶۴۹در بیابان هرکه یاد آن خم کاکل کند
  7. شمارهٔ ۶۵۰بی‌سبب مردم به قید نام و ننگ افتاده‌اند
  8. شمارهٔ ۶۵۱در آزار دلم طفلی که از گردون سبق دارد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.