پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴۴

دو روز عمر که خواه و نخواه می گذرد

چنان که می بری آن را به راه، می گذرد

هزار تفرقه از گریه در دل است مرا

چو آن دهی که از آنجا سپاه می گذرد

دوند سوی خیابان به دیدنش گل ها

چو کوچه ای که ازان پادشاه می گذرد

نگاه کوته اگر اوفتاده، مژگان بین

که همچو غنچه ز طرف کلاه می گذرد

ز باد صبح، محیط کرم به موج آمد

پیاله گیر که وقت گناه می گذرد

سلیم می گذرد هرچه هست در عالم

ولی ببین به چه روز سیاه می گذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴۶دل در سواد زلف تو بیهوش می شود
  2. شمارهٔ ۶۴۷مشاطه را جمال تو دیوانه می کند
  3. شمارهٔ ۶۴۸در قید محبت دل ناشاد نباشد
  4. شمارهٔ ۶۴۹در بیابان هرکه یاد آن خم کاکل کند
  5. شمارهٔ ۶۵۰بی‌سبب مردم به قید نام و ننگ افتاده‌اند
  6. شمارهٔ ۶۵۱در آزار دلم طفلی که از گردون سبق دارد
  7. شمارهٔ ۶۵۲سر کن سخنی تا دل بدحال گشاید
  8. شمارهٔ ۶۵۳خرم آنان که به دل راه تمنا بستند
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.