پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵۱

در آزار دلم طفلی که از گردون سبق دارد

ز شرم کشتنم شمشیرش از جوهر عرق دارد

ز بس افروخت از تاب می گلرنگ، پنداری

ز عکس چهره ی او صبح آیینه شفق دارد

دم سرد ترا زاهد در اینجا نیست تأثیری

که جام از گرمی هنگامه ی مستان عرق دارد

حریفان را بگویید این همه دفتر، چه در کار است

که آیینه سکندرنامه را بر یک ورق دارد

چو غنچه نقد خود را در گره بستن نمی داند

به رنگ گل، دل ما هرچه دارد در طبق دارد

سلیم از خدمت من نیست غافل، دوست می‌داند

که در پرودن بت برهمن بسیار حق دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵۳خرم آنان که به دل راه تمنا بستند
  2. شمارهٔ ۶۵۴آنچه در پرده ی گل بود نهان، روی تو بود
  3. شمارهٔ ۶۵۵دلم آن پر عتاب می طلبد
  4. شمارهٔ ۶۵۶ماند ای شیخ، که مانی به ابابیل سفید
  5. شمارهٔ ۶۵۷شد موی خضر در طلبت جابه جا سفید
  6. شمارهٔ ۶۵۸در کوی تو دیوانه مرا نام نهادند
  7. شمارهٔ ۶۵۹ای نغمه سرای چمنت بلبل کاغذ
  8. شمارهٔ ۶۶۰به خون خود کنم آلوده، ای صبا کاغذ
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.