پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵۸

در کوی تو دیوانه مرا نام نهادند

طفلان چه بزرگانه مرا نام نهادند

در پای خمم ناف به طفلی چو بریدند

دردی کش میخانه مرا نام نهادند

من طالع چوب گل و زنجیر ندارم

احباب، چه دیوانه مرا نام نهادند؟

نه نام چراغی به جهان بود، نه شمعی

آن روز که پروانه مرا نام نهادند

نامم کسی از هیچ زبانی نشنیده ست

افلاک چه بیگانه مرا نام نهادند

ایام، فلاطون جهان داد خطابم

فریاد که طفلانه مرا نام نهادند

دادند گهی برگ گل و لاله خطابم

گاهی پر پروانه مرا نام نهادند

از خال لب او شدم آواره ی عالم

عنقا، پی این دانه مرا نام نهادند

در زلف تو- آن کوچه ی زنجیرفروشان-

عمری ست که دیوانه مرا نام نهادند

بخت از پی معموری من بود سلیما

آن روز که ویرانه مرا نام نهادند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶۰به خون خود کنم آلوده، ای صبا کاغذ
  2. شمارهٔ ۶۶۱آمد بهار و شد می چون ارغوان لذیذ
  3. شمارهٔ ۶۶۲شد بهار و بوستان را داد آب و تاب ابر
  4. شمارهٔ ۶۶۳پر شکوه مکن، خاطر آن ماه نگه دار
  5. شمارهٔ ۶۶۴زخم ناسورم من و از لطف مرهم شرمسار
  6. شمارهٔ ۶۶۵حسن، شیرین را ازان می پرورد دایم به شیر
  7. شمارهٔ ۶۶۶آمد بهار و باغ شکفت از سرور ابر
  8. شمارهٔ ۶۶۷زاهد بنای سست ورع را خراب گیر
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.