پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶۰

به خون خود کنم آلوده، ای صبا کاغذ

چو آن کسی که کند رنگ با حنا کاغذ

کند بهار به برگ شکوفه یاد ترا

چو آشنا که فرستد به آشنا کاغذ

گمان بری که ز هم ریخت دفتر افلاک

ز بس به کوی تو می ریزد از هوا کاغذ

نمی رسد به تو دست از کتاب، دانا را

دهد چه پایه بلندی، به زیر پا کاغذ

عجب که زحمت چشمی دگر تواند داد

به خاک پای تو داده ست توتیا کاغذ

به زندگی پی میراث خواری ام صدبار

گرفت همچو کبوتر ز من هما کاغذ

مباش از دم آتش فشان او ایمن

به راه عشق اگر باشد اژدها کاغذ

به کوی او پی رسوایی ام سلیم کند

بلند از بغل قاصدان صدا کاغذ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶۲شد بهار و بوستان را داد آب و تاب ابر
  2. شمارهٔ ۶۶۳پر شکوه مکن، خاطر آن ماه نگه دار
  3. شمارهٔ ۶۶۴زخم ناسورم من و از لطف مرهم شرمسار
  4. شمارهٔ ۶۶۵حسن، شیرین را ازان می پرورد دایم به شیر
  5. شمارهٔ ۶۶۶آمد بهار و باغ شکفت از سرور ابر
  6. شمارهٔ ۶۶۷زاهد بنای سست ورع را خراب گیر
  7. شمارهٔ ۶۶۸ای خطت سرمایه ی عنبرفروشان بهار
  8. شمارهٔ ۶۶۹مست گر نیستی از شیوهٔ مستان مگذر
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.