پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴۸

در قید محبت دل ناشاد نباشد

یک صید ندیدیم که آزاد نباشد

دل محکم اگر نیست، چه از دست گشاید

تیغ از چه توان ساخت چو فولاد نباشد

از آه اسیران بود این گردش افلاک

کشتی نرود راه، اگر باد نباشد

نازم به دبستان تو ای عشق که خود را

تعلیم دهد طفل، گر استاد نباشد

بر گفته ی احباب بسی گوش نهادیم

حرفی نشنیدیم که در یاد نباشد

انکار بت و عشق برهمن نتوان کرد

حسنی نبرد دل که خداداد نباشد

بی عشق چه از ناخن تدبیر گشاید

کاری نکند تیشه چو فرهاد نباشد

دل را که سلیم از غم عشق است خرابی

بهتر همه آن است که آباد نباشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵۰بی‌سبب مردم به قید نام و ننگ افتاده‌اند
  2. شمارهٔ ۶۵۱در آزار دلم طفلی که از گردون سبق دارد
  3. شمارهٔ ۶۵۲سر کن سخنی تا دل بدحال گشاید
  4. شمارهٔ ۶۵۳خرم آنان که به دل راه تمنا بستند
  5. شمارهٔ ۶۵۴آنچه در پرده ی گل بود نهان، روی تو بود
  6. شمارهٔ ۶۵۵دلم آن پر عتاب می طلبد
  7. شمارهٔ ۶۵۶ماند ای شیخ، که مانی به ابابیل سفید
  8. شمارهٔ ۶۵۷شد موی خضر در طلبت جابه جا سفید
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.