پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴۵

بهار رفت و دل از ابر کامیاب نشد

پیاله ای نگرفتم که آفتاب نشد

هلاک همت مرغی شوم درین گلشن

که جز به شعله ی آواز خود کباب نشد

چه روز بود که دوران اساس عشق نهاد

جهان خراب شد و این بنا خراب نشد

حدیثی از لب لعلش در انجمن نگذشت

که جام و شیشه ی خالی پر از شراب نشد

ز بس ز نسبت ما روزگار را ننگ است

بر آتشی ننهادیم دل که آب نشد

دلم به یاد لبت ناله ای به باغ نکرد

که غنچه چون دل مرغ چمن کباب نشد

هلال ازان دل خود ای سوار مست خورد

که هیچ وقت ترا حاجت رکاب نشد

نداشت در غم عشق تو گریه فایده ای

علاج دردسر ما ازین گلاب نشد

سلیم این غزل طرحی از کجا آمد

که مصرعی ز دوصد بیت انتخاب نشد (؟)

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴۷مشاطه را جمال تو دیوانه می کند
  2. شمارهٔ ۶۴۸در قید محبت دل ناشاد نباشد
  3. شمارهٔ ۶۴۹در بیابان هرکه یاد آن خم کاکل کند
  4. شمارهٔ ۶۵۰بی‌سبب مردم به قید نام و ننگ افتاده‌اند
  5. شمارهٔ ۶۵۱در آزار دلم طفلی که از گردون سبق دارد
  6. شمارهٔ ۶۵۲سر کن سخنی تا دل بدحال گشاید
  7. شمارهٔ ۶۵۳خرم آنان که به دل راه تمنا بستند
  8. شمارهٔ ۶۵۴آنچه در پرده ی گل بود نهان، روی تو بود
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.