پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴۰

از غم هرکسی این سوخته تن می لرزد

تیشه بر کوه زنی، خانه ی من می لرزد

دلم از ناله ی مرغان چمن می لرزد

هرکه فریاد کند، پیکر من می لرزد

نفس باد خزان در تو اثر کرده مگر؟

سخت آواز تو ای مرغ چمن می لرزد

جوهر جرأت هر دل ز زبان معلوم است

دلو در چاه چو خالی ست، رسن می لرزد

بس که رسوایی ام آورده قیامت به سرش

چون بری نام مرا، خاک وطن می لرزد

جنبش لاله و گل نیست ز تأثیر صبا

که ز رشک رخت اعضای چمن می لرزد

جامه چون عاریت است آگه ازو باید بود

جان بیچاره ازان بر سر تن می لرزد

پیش او کشته شدن را سببی نیست سلیم

دل چو سیماب ازان در بر من می لرزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴۲چو در غمخانهٔ ما آید آن دلبر نمی‌ماند
  2. شمارهٔ ۶۴۳کینهٔ ما را از او صبر و تحمل می‌کشد
  3. شمارهٔ ۶۴۴دو روز عمر که خواه و نخواه می گذرد
  4. شمارهٔ ۶۴۵بهار رفت و دل از ابر کامیاب نشد
  5. شمارهٔ ۶۴۶دل در سواد زلف تو بیهوش می شود
  6. شمارهٔ ۶۴۷مشاطه را جمال تو دیوانه می کند
  7. شمارهٔ ۶۴۸در قید محبت دل ناشاد نباشد
  8. شمارهٔ ۶۴۹در بیابان هرکه یاد آن خم کاکل کند
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.