پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳۸

به عشق، کار جز از دست من نمی آید

بیار تیشه که از کوهکن نمی آید

فغان که هرکه قدم در حریم عشق نهاد

چو شمع زنده برون ز انجمن نمی آید

چو طفل، گریه ی ما شرح درد پنهان است

سخن مپرس که از ما سخن نمی آید

بیا و بلبل و گل را ز خویش ممنون کن

بهار بی تو به سوی چمن نمی آید

ازان چو طفل بر احوال خویش می گریم

که ریشخند بزرگان ز من نمی آید

بیان لذت لب تشنگی سلیم از شوق

نمی کنیم، که آب از دهن نمی آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴۰از غم هرکسی این سوخته تن می لرزد
  2. شمارهٔ ۶۴۱سوی وطن ز ناله ام آشوب می برد
  3. شمارهٔ ۶۴۲چو در غمخانهٔ ما آید آن دلبر نمی‌ماند
  4. شمارهٔ ۶۴۳کینهٔ ما را از او صبر و تحمل می‌کشد
  5. شمارهٔ ۶۴۴دو روز عمر که خواه و نخواه می گذرد
  6. شمارهٔ ۶۴۵بهار رفت و دل از ابر کامیاب نشد
  7. شمارهٔ ۶۴۶دل در سواد زلف تو بیهوش می شود
  8. شمارهٔ ۶۴۷مشاطه را جمال تو دیوانه می کند
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.