پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳۰

دل پی لاله‌رخان همچو صبا می‌گردد

هیچ کس نیست بپرسد که کجا می‌گردد

جوهر آینه چون قبله‌نما مضطرب است

هوس او نه همین در دل ما می‌گردد

خاک ما داده به باد ستم و می‌گوید

چه غبار است که بر روی هوا می‌گردد

نیست آزادی‌ام امید که صیاد مرا

مرغ بسمل چو شد، از دست رها می‌گردد

همچو عنقا ز بس آوارهٔ عالم شده‌ایم

آسمان، گرد جهان از پی ما می‌گردد

آبروی تو چه کار آیدش ای دل، که فلک

آسیایی‌ست که از باد فنا می‌گردد

چون نویسم سخن از روزی خود، دست مرا

آستین تنگ‌تر از بند قبا می‌گردد

دلم از ذوق ثبات قدم خود در عشق

همچو پرگار به گرد سر ما می‌گردد

پی آوازهٔ هرکس چه دوی گرد جهان؟

همچو اعمی که به دنبال صدا می‌گردد

بد و نیک آنچه برای دگران می‌خواهی

همه چون تیر هوایی به تو وامی‌گردد

همچو شمع آتش سودای تو در سر داریم

گل چو پروانه به گرد سر ما می‌گردد

لذتی دیده سکندر مگر از عمر، سلیم؟

کاین همه در طلب آب بقا می‌گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳۲دلم از رهگذر فقر، حکایت نکند
  2. شمارهٔ ۶۳۳معشوق ما به جلوه چو آهنگ می‌کند
  3. شمارهٔ ۶۳۴لطف ساقی، خار از پهلوی آتش می کشد
  4. شمارهٔ ۶۳۵مستان تواند خسته ای چند
  5. شمارهٔ ۶۳۶شراب صحبت اهل جهان صداع آرد
  6. شمارهٔ ۶۳۷به بی‌پروایی ما غافلان، تقدیر می‌خندد
  7. شمارهٔ ۶۳۸به عشق، کار جز از دست من نمی آید
  8. شمارهٔ ۶۳۹چه شد نگاه تو گر شرم ما نگه دارد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.