پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳۳

معشوق ما به جلوه چو آهنگ می‌کند

جا را به گل‌رخان چو قبا تنگ می‌کند

از روی آتشین تو طبعم شکفته شد

این شعله، کار بادهٔ گلرنگ می‌کند

از عذر وعده، جذبهٔ شوقم به جان رسید

چون قاصدی که همرهی لنگ می‌کند

تأثیر در کجا که ندارد ملایمت

باران نرم، ره به دل سنگ می‌کند

رفتند رهروان و به انگشت پای خویش

کاهل به ره شمارهٔ فرسنگ می‌کند

تأثیر، ناله را ز خموشی به هم رسید

این پرده، ساز را چه خوش‌آهنگ می‌کند

آزار هرکه می‌کشد، از خویش می‌کشد

دیوانه زان همیشه به خود جنگ می‌کند

خواهد بهانه، شکوه ازو سر مکن سلیم

تا لب گشوده‌ای به سخن، جنگ می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳۵مستان تواند خسته ای چند
  2. شمارهٔ ۶۳۶شراب صحبت اهل جهان صداع آرد
  3. شمارهٔ ۶۳۷به بی‌پروایی ما غافلان، تقدیر می‌خندد
  4. شمارهٔ ۶۳۸به عشق، کار جز از دست من نمی آید
  5. شمارهٔ ۶۳۹چه شد نگاه تو گر شرم ما نگه دارد
  6. شمارهٔ ۶۴۰از غم هرکسی این سوخته تن می لرزد
  7. شمارهٔ ۶۴۱سوی وطن ز ناله ام آشوب می برد
  8. شمارهٔ ۶۴۲چو در غمخانهٔ ما آید آن دلبر نمی‌ماند
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.