پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲۶

بی توام ذوق کی از بستر راحت باشد

شام چون شمع مرا صبح قیامت باشد

دل که بی شور جنون است درو ذوقی نیست

در کبابی که نمک نیست چه لذت باشد

دل اگر همره یار است، خدا یارش باد

سر اگر در قدم اوست، سلامت باشد

دارد اسباب طرب در شب نوروز شگون

شیشه ای کو، همه گر شیشه ی ساعت باشد!

عاشق از کشته شدن معتمد راز شود

خاتم عشق در انگشت شهادت باشد

ملک یونان نبود همچو خرابات، سلیم

تا سبوی می او از گل حکمت باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲۸سحر که ناله مرا گرم چون جرس گیرد
  2. شمارهٔ ۶۲۹قلم دگر به زبان حرف آشنا دارد
  3. شمارهٔ ۶۳۰دل پی لاله‌رخان همچو صبا می‌گردد
  4. شمارهٔ ۶۳۱چندروزه زندگی بر ما گرانی می‌کند
  5. شمارهٔ ۶۳۲دلم از رهگذر فقر، حکایت نکند
  6. شمارهٔ ۶۳۳معشوق ما به جلوه چو آهنگ می‌کند
  7. شمارهٔ ۶۳۴لطف ساقی، خار از پهلوی آتش می کشد
  8. شمارهٔ ۶۳۵مستان تواند خسته ای چند
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.