پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲۳

خوش آن نسیم کزان زلف مشکسود آید

به حال خویش دلم آنچنان که بود آید

به باغ بی تو ز آهم همیشه گلچین را

چو شمع کشته ز انگشت بوی دود آید

نمانده فرصت پیغام و نامه، ای قاصد

رسیده ایم به مردن، بگو که زود آید

نزول حادثه است این خرابه، نیست عجب

اگر به خانه ی ما آسمان فرود آید

خوش است، جامه اگر آسمان بدل سازد

که بوی ماتم ازین جامه ی کبود آید

به غیر ازان که بگویی سلیم بی هنر است

دگر چه کار ز دست تو ای حسود آید؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲۵سایه ی بخت، مرا افسر شاهی باشد
  2. شمارهٔ ۶۲۶بی توام ذوق کی از بستر راحت باشد
  3. شمارهٔ ۶۲۷غبار غم ز ابر نوبهاری در جهان گم شد
  4. شمارهٔ ۶۲۸سحر که ناله مرا گرم چون جرس گیرد
  5. شمارهٔ ۶۲۹قلم دگر به زبان حرف آشنا دارد
  6. شمارهٔ ۶۳۰دل پی لاله‌رخان همچو صبا می‌گردد
  7. شمارهٔ ۶۳۱چندروزه زندگی بر ما گرانی می‌کند
  8. شمارهٔ ۶۳۲دلم از رهگذر فقر، حکایت نکند
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.