پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲۲

به یاد زلفت از هر سینه بوی مشک می‌آید

ز خاک کشتهٔ دیرینه بوی مشک می‌آید

خیال زلف او را در دلم هرگه گذار افتد

چو گل از زخم‌های سینه بوی مشک می‌آید

به جوش آرد ز بس شوق می گلرنگ خونم را

ز خاکم هر شب آدینه بوی مشک می‌آید

حذر از فتنهٔ خوبان این گلشن، که سوسن را

ز خنجر همچو اهل کینه بوی مشک می‌آید

سلیم آهی کشیدم بر خیال زلف او آنجا

هنوز از خانهٔ آیینه بوی مشک می‌آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲۴قدم هرکس به راه او نهد منزل نمی‌خواهد
  2. شمارهٔ ۶۲۵سایه ی بخت، مرا افسر شاهی باشد
  3. شمارهٔ ۶۲۶بی توام ذوق کی از بستر راحت باشد
  4. شمارهٔ ۶۲۷غبار غم ز ابر نوبهاری در جهان گم شد
  5. شمارهٔ ۶۲۸سحر که ناله مرا گرم چون جرس گیرد
  6. شمارهٔ ۶۲۹قلم دگر به زبان حرف آشنا دارد
  7. شمارهٔ ۶۳۰دل پی لاله‌رخان همچو صبا می‌گردد
  8. شمارهٔ ۶۳۱چندروزه زندگی بر ما گرانی می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.