پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲۱

هر سنگ ریزه، طور تجلی نمی شود

هر عنکبوت، ناقه ی لیلی نمی شود

ایمن بود ز هر خللی جوهر سخن

مضمون تازه، کهنه چون دعوی نمی شود

جام شراب و سیر گلستان چه فایده

خاطر به هیچ بی تو تسلی نمی شود

عیسی اراده داشت که اصلاح آن کند

خندید زخم تیغ تو، یعنی نمی شود!

کار مرا حواله به مژگان او کنید

زخمم رفو به سوزن عیسی نمی شود

یارب چه حالت است که مجنون سلیم شد

بیگانه از جهان و ز لیلی نمی شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲۳خوش آن نسیم کزان زلف مشکسود آید
  2. شمارهٔ ۶۲۴قدم هرکس به راه او نهد منزل نمی‌خواهد
  3. شمارهٔ ۶۲۵سایه ی بخت، مرا افسر شاهی باشد
  4. شمارهٔ ۶۲۶بی توام ذوق کی از بستر راحت باشد
  5. شمارهٔ ۶۲۷غبار غم ز ابر نوبهاری در جهان گم شد
  6. شمارهٔ ۶۲۸سحر که ناله مرا گرم چون جرس گیرد
  7. شمارهٔ ۶۲۹قلم دگر به زبان حرف آشنا دارد
  8. شمارهٔ ۶۳۰دل پی لاله‌رخان همچو صبا می‌گردد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.