پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲۰

از بس که مرا بخت زبون شور برآمد

گر دانه فشاندم به زمین، مور برآمد!

خمیازه کشان رفت دل از بزم وصالش

شد مست به میخانه و مخمور برآمد

چون دید گرانباری سامان تجلی

فریاد ز درد کمر از طور برآمد

با خرمن ما هیچ مپرسید چها کرد

آن برق که از خوشه ی انگور برآمد

هر خار درین باغ بود غنچه ی گل را

نیشی که ز دنباله ی زنبور برآمد

شد صرف ره عشق، بنازم سر خود را

این نغمه سلیم از سر منصور برآمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲۲به یاد زلفت از هر سینه بوی مشک می‌آید
  2. شمارهٔ ۶۲۳خوش آن نسیم کزان زلف مشکسود آید
  3. شمارهٔ ۶۲۴قدم هرکس به راه او نهد منزل نمی‌خواهد
  4. شمارهٔ ۶۲۵سایه ی بخت، مرا افسر شاهی باشد
  5. شمارهٔ ۶۲۶بی توام ذوق کی از بستر راحت باشد
  6. شمارهٔ ۶۲۷غبار غم ز ابر نوبهاری در جهان گم شد
  7. شمارهٔ ۶۲۸سحر که ناله مرا گرم چون جرس گیرد
  8. شمارهٔ ۶۲۹قلم دگر به زبان حرف آشنا دارد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.