پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰۷

چو گل به آب روان شد، چو می به تاب آمد

چو اشک رفت ز چشم من و چو خواب آمد

چه احتیاج به قاصد نیازمند ترا

که از صریر قلم، نامه را جواب آمد

خیال می کنی از بس فریب و پرکاری

هزار بار به دنیا چو آفتاب آمد

ز بس که خورده دل من فریب تشنه لبی

ز موج شعله به گوشم صدای آب آمد

سلیم می برم امشب به پای خم شمعی

که پیر دیر، شب رفته ام به خواب آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۹ای خوش آن روز که آن سیب ذقن سبز شود
  2. شمارهٔ ۶۱۰آهم چو جوش زد، دل ناشاد بشکند
  3. شمارهٔ ۶۱۱تیغ بردار که چون حوصله بی تاب شود
  4. شمارهٔ ۶۱۲نه همین تنها مرا چون شمع، آتش قوت کرد
  5. شمارهٔ ۶۱۳دل من ناله ز شوق تو پر آشوب کند
  6. شمارهٔ ۶۱۴پیاله چون به من از دست او حواله شود
  7. شمارهٔ ۶۱۵ز فیض شمع رخت ذره آفتاب شود
  8. شمارهٔ ۶۱۶دل در طلب چه گوش به صوت درا کند
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.