پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰۸

آیینه را چو نوبت دیدار می‌رسد

فصل بهار سبزهٔ زنگار می‌رسد

از بس که گل به باغ ز مستی شکفته است

آواز خنده بر سر بازار می‌رسد

شوریدهٔ ترا گل آشفتگی کجا

تا سر سلامت به دستار می‌رسد؟

غافل مشو که سیل چو انداز فتنه کرد

آسیب او به صورت دیوار می‌رسد

آن بلبلم که ناله‌ای از دل چو برکشم

خونم چو کبک تا سر منقار می‌رسد

بنشین سلیم بر در دیر مغان که آب

آسوده می‌شود چو به گلزار می‌رسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱۰آهم چو جوش زد، دل ناشاد بشکند
  2. شمارهٔ ۶۱۱تیغ بردار که چون حوصله بی تاب شود
  3. شمارهٔ ۶۱۲نه همین تنها مرا چون شمع، آتش قوت کرد
  4. شمارهٔ ۶۱۳دل من ناله ز شوق تو پر آشوب کند
  5. شمارهٔ ۶۱۴پیاله چون به من از دست او حواله شود
  6. شمارهٔ ۶۱۵ز فیض شمع رخت ذره آفتاب شود
  7. شمارهٔ ۶۱۶دل در طلب چه گوش به صوت درا کند
  8. شمارهٔ ۶۱۷هر طرف جلوه کند، روی به ما بنماید
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.