پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱۲

نه همین تنها مرا چون شمع، آتش قوت کرد

داد تا آبی جهان، خون در دل یاقوت کرد

عمر از بس تلخ شد بر اهل عالم، شوق مرگ

خضر را چون اهل کشتی، زنده در تابوت کرد

نیک و بد را فرق را فرق نتواند کند از یکدگر

پیری از بس این جهان کهنه را فرتوت کرد

گر دل صد پاره ی مرغی به نوک خار دید

باغبان این چمن آن را خیال توت کرد

هند شد همدوش عرش از کبریای من سلیم

جلوه ی من عرصه ی لاهور را لاهوت کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱۴پیاله چون به من از دست او حواله شود
  2. شمارهٔ ۶۱۵ز فیض شمع رخت ذره آفتاب شود
  3. شمارهٔ ۶۱۶دل در طلب چه گوش به صوت درا کند
  4. شمارهٔ ۶۱۷هر طرف جلوه کند، روی به ما بنماید
  5. شمارهٔ ۶۱۸هم‌نشین از گریهٔ من کاشکی دامان کشد
  6. شمارهٔ ۶۱۹در عشق، دل چه ناله ی مستانه می کشد
  7. شمارهٔ ۶۲۰از بس که مرا بخت زبون شور برآمد
  8. شمارهٔ ۶۲۱هر سنگ ریزه، طور تجلی نمی شود
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.