پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱۵

ز فیض شمع رخت ذره آفتاب شود

غبار در خم زلف تو مشک ناب شود

شراب اگر ندهد نشأه ای ترا، چه عجب

ز شرم لعل تو می در پیاله آب شود!

ز باده بس که برافروخت چهره در گلشن

به هر طرف که رود، بلبلی کباب شود

به یکدگر همه اسباب عیش متفق اند

ز می پیاله چو پر گشت، ماهتاب شود

ز بس خجل بود از نسبت وجودم خاک

زمین چو آبله در زیر پایم آب شود

درین فسردگی آتش برای مرغ کجاست

مگر به شعله ی آواز خود کباب شود

امان نمی دهد آوارگی سلیم مرا

که پیرهن زعرق خشک چون حباب شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱۷هر طرف جلوه کند، روی به ما بنماید
  2. شمارهٔ ۶۱۸هم‌نشین از گریهٔ من کاشکی دامان کشد
  3. شمارهٔ ۶۱۹در عشق، دل چه ناله ی مستانه می کشد
  4. شمارهٔ ۶۲۰از بس که مرا بخت زبون شور برآمد
  5. شمارهٔ ۶۲۱هر سنگ ریزه، طور تجلی نمی شود
  6. شمارهٔ ۶۲۲به یاد زلفت از هر سینه بوی مشک می‌آید
  7. شمارهٔ ۶۲۳خوش آن نسیم کزان زلف مشکسود آید
  8. شمارهٔ ۶۲۴قدم هرکس به راه او نهد منزل نمی‌خواهد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.