پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱۸

هم‌نشین از گریهٔ من کاشکی دامان کشد

خویش را بر گوشه‌ای چون موج ازین طوفان کشد

از سموم آه، این ویرانه از بس گرم شد

اشک خود را از دلم در سایهٔ مژگان کشد

سر اگر بر من گران باشد، ز سر وا می‌کنم

درد دندان هرکه نتواند کشد، دندان کشد

کی ز حسن سبز در ایران توان شد کامیاب

هرکه را طاووس باید، رنج هِندُستان کشد

مشکل است از هم جدایی هم‌نشینان را سلیم

ز استخوان من به آن ترکش مگر پیکان کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲۰از بس که مرا بخت زبون شور برآمد
  2. شمارهٔ ۶۲۱هر سنگ ریزه، طور تجلی نمی شود
  3. شمارهٔ ۶۲۲به یاد زلفت از هر سینه بوی مشک می‌آید
  4. شمارهٔ ۶۲۳خوش آن نسیم کزان زلف مشکسود آید
  5. شمارهٔ ۶۲۴قدم هرکس به راه او نهد منزل نمی‌خواهد
  6. شمارهٔ ۶۲۵سایه ی بخت، مرا افسر شاهی باشد
  7. شمارهٔ ۶۲۶بی توام ذوق کی از بستر راحت باشد
  8. شمارهٔ ۶۲۷غبار غم ز ابر نوبهاری در جهان گم شد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.